از زمزمه دلتنگيم ، از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشی ، نه ميل سخن داريم
آوار پريشانیست ، رو سوی چه بگريزيم؟
هنگامه حيرانیست ، خود را به که بسپاريم؟
تشويش هزار «آيا» ، وسواس هزار «اما»
کوريم و نمیبينيم ، ورنه همه بيماريم
دوران شکوه باغ از خاطرمان رفتهست
امروز که صف در صف خشکيده و بیباريم
دردا که هدر داديم آن ذات گرامی را
تيغيم و نمیبريم، ابريم و نمیباريم
ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب
گفتند که بيداريد؟ گفتيم که بيداريم
من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته
« اميد رهـــايی نيست وقتی همه ديواريم »
« اميد رهـــايی نيست وقتی همه ديواريم »
« اميد رهــــايی نيست وقتی همه ديواريم »

+ بعدن نوشت 5 :
تمام روزای مرداد 95 دلایل خوبی شدن برای خوب زندگی کردن :)
+ مـمــدرضــآ نـوشـت :
نیستم اهلِ موندنی که بو خدافظی میده
تا یه تکونی ندی دعا نمیگیره
یه نَمه سنگین بریز دیگه دوتا ببینیمت
من زدم بیرون أ خونه أ هر چی بود
اولش پاهام میرفتن اما دلم عقب میموند ...
+ ...95/4/29
میخام یه دنیا ی خوب بسازم که حسرت داشتنشو داشته باشی ;)
برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,definition,like clockwork,l,meme,es6,
نویسنده: آروین اکبریپور
تاريخ: پنجشنبه
8 مهر
1395 ساعت: 15:23