:)

متن مرتبط با «) 2 36 kg to g» در سایت :) نوشته شده است

32

  • نیلوبلاگ

    هزار جور فکرهای شگفت انگیز در مغزم میچرخد، میگردد. همه آنها را میبینم. اما برای نوشتن کوچکترین احساسات یا کوچکترین خیال گذرنده ای، باید تا سرتاسر زندگانی خودم را شرح بدهم و آن ممکن نیست. این اندیشه ه...

    ادامه مطلب
  • 36

  • نیلوبلاگ

    طبیعت از من یک خود آزار ساخته که به دقت اشتباه میکند .. ( هادی_پاکزاد)...

    ادامه مطلب
  • :)

  • نیلوبلاگ

    + من مثل یک گرایش جنسیدر انحرافی از کلماتمبی احتمال! درک جنونم!بی جنسیت! تجسّمِ ذاتم!ترکیب بی قراری و صبرمآتشفشانِ بر سرِ کوهمبی اعتنا به فاعل و مفعولسرگرمِ عشقبازیِ روحملذّت ببر!... چگونه؟!... مهم نیست!من که توام! چرا نگذارم؟!ای آخرین دلیلِ همیشهمن هیچ چیز جز تو ندارمبی جنسیت سوار به تختمآمیزه ی تخیّل و دردمبا اینکه هیچ چیز نبودمبا اینکه هیچ کار نکردملذّت ببر تمام جهان راوصلم به دست هات، به موه...

    ادامه مطلب
  • 96/6/2

  • نیلوبلاگ

    + قربونش برم جوری عذابشو فرستادکه نزدیک یه هفته س زمین گیر شدم نمیتونم از جام بلندشم ...دمت گرم حقمه ...+ صدای گریه هاشون همه تنمو میلرزونهانگار که رو مخم دارن راه میرنوتک تک لحظه های پنج سال پیشو مث یه فیلم برام بازی میکنندقیقا هم قبل ظهر ...دیگه هیچوقت زندگیشون مث قبل نمیشه ...همه شون مردن ...+ یه اکانتی که دیگه هیچوقت آنلاین نمیشه ..و تو میتونی همیشه یه دل سیر باهاش حرف بزنی پیام بدی و بغض ...

    ادامه مطلب
  • :) 1

  • نیلوبلاگ

    + چقدر مزخرف دلم گرفته برای این روزا ... + بیایید یکسره برویم ، ته همان قصه هایی که همه حالشان خوب می شوداین ، از ابتدا زجر کشیدن ، محال است بگذارد پایان داستانمان را ببینیم+ اون تو یه دنیای دیگه بودنقل مکان کرده بود . از جایی که همه بودن رفته بودبرنده ی جایزه ی کسالت هفته بودسفر نمی رفت ، ولی ساکشو بسته بود ...(فرشاد) _________________________________________________بعدن نوشت :+ یادش بخیر جوونیای بلاگفا این ورا برو بیایی بود .لاقل آدم اینجا احساس تنهایی نمیکرد ... مامان ، مامان بزرگ ، شاگرد ، داداش ، آبجی خونواده قشنگی بود ... هر جا هستن سلامت و خوش باشن ....... ♥- هیچوقت دلیل اینک...

    ادامه مطلب
  • :) 2

  • نیلوبلاگ

    + کشتی هایت غرق شدند ؟؟- آری کشتی هایم غرق شده اندآنقدر غرق که حتی مسافران کشتی را هم به یاد نمیاورمکشتی هایم غرق شدند میان چشمانت ...میان همه ی رویاهایم.و چقدر بی اعتنا رد شدی از کنار دریا...وقتی که من تمام شکستگی هایم را در چشمانت دیدم و تو پاییز را بهانه ی رفتنت کردی ...چقدر زیبا و شاعرانه میروی ...در پس کوچه های پاییز و من میتوانم یک عمر از همان لحظه ی رفتنت شعر بنویسم ... روی همان کشتی غرق شده در غروب های پاییزی ... + تو رفته ای و ...حالم چون مادر لالی ستکه در میان جمعیت کودکش را گم کرده باشد... ...

    ادامه مطلب
  • 2

  • نیلوبلاگ

    + بازی که میدونی برنده ش خودتی پ ادامه بده ، بیخیالِ عروسک ها ... ...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده

    برچسب‌های مرتبط

    ) 1 | 12 years a slave | 1mobile market | 1 channel | 10 commandments | 12 days of christmas | 14th amendment | 10 day forecast | 12 days of christmas lyrics | 10 minute mail